مثبت گرایی سمی: نیمه تاریک امواج مثبت

خوشبینی

 

ما طرفدار منفی گرایی نیستیم. در حقیقت، به عنوان نویسندگان این مطلب کاملا به قدرت و تاثیر انکارناپذیر مثبت گرایی اذعان داریم.

با وجود اینکه قطعاً رویکرد خوشبینانه می تواند در زندگی بسیار تاثیرگذار باشد، زیاده روی در این مساله، به کلیشه هایی مانند“همه چیز عالی است” منجر می شود، که می توان آن را به شربتی که از شیرینی دل آدم را می زند تشبیه کرد.

در این مطلب تلاش شده است تا نیمه تاریک “امواج مثبت” که معمولاً به نام مثبت گرایی سمی (Toxic Positivity) شناخته می شود نشان داده شود. چرا که زیاده روی در مثبت اندیشی یا همان مثبن گرایی سمی می توند باعث خسارات زیادی شود و حتی اثرات مثبت آن را هم تحت الشعاع قرار دهد.

مثبت گرایی سمی چیست؟

مثبت گرایی سمی یعنی زیاده روی در مثبت اندیشی و تعمیم دادن خوشبینی به تمامی جنبه های زندگی به شکلی که مثبت اندیشی به جای سازندگی، خاصیت تخریب پیدا کند. فرآیند مثبت گرایی سمی به طور معمول به انکار، دست کم گرفتن و نامعتبر خواندن تجربیات احساسی بنیادین انسان منجر می شود.

درست مانند زیاده روی در استفاده از هر چیزی، وقتی از مثبت اندیشی برای سرکوب کردن یا پنهان کردن تجربیات انسان استفاده شود، مثبت اندیشی کارایی خود را از دست می دهد و در جهت عکس عمل می کند. با نادیده گرفتن وجود دسته ای خاص از احساسات انسانی ما به ورطه انکار و سرکوب آن احساسات سقوط خواهیم کرد. واقعیت این است خطا در انسان غیر قابل انکار است. انسانها دارای احساسات حَسَد، خشم، ناخشنودی و زیاده خواهی هستند. در حقیقت گاهی زندگی می تواند به شدت ناخوشایند باشد و با تظاهر به اینکه همیشه همه چیز بر وفق مراد ماست ما وجود برخی تجربیات قطعی انسانی را زیر سوال می بریم.

 

نشانه های مثبت گرایی سمی

در اینجا به تعدادی از نشانه های مثبت اندیشی سمی اشاره می کنیم تا شما بتوانید تشخیص بدهید که این نوع از مثبت اندیشی چگونه خود را در زندگی روزمره نشان می دهد.

  1. پنهان کردن احساسات واقعی
  2. تلاش برای به هر نحوی کنار آمدن با مشکلات با تحمل کردن یا انکار کردن آنها
  3. احساس گناه
  4. کوچک شمردن مشکلات دیگران با گفتن جملاتی مانند”احساس خوبی داشته باش” به آنها
  5. تلاش برای تغییر دیدگاه افراد به جای احترام گذاشتن به تجربیات احساسی آنها
  6. انتقاد کردن از دیگران به خاطر ناراحت بودن یا داشتن هر حسی به جز مثبت اندیشی
  7. سرپوش گذاشتن بر چیزهایی که شما را آزار می دهد و انکار آنها

 

چرا مثبت گرایی سمی برای سلامت ما مضر است؟

 

  • شرمساری

ظاهر خوب و مثبت گرفتن در مقابل مشکلات را می توان به سکوت کردن هنگامی که انسان به شدت احساس درد می کند، تشبیه کرد.

اکثر ما دوست نداریم که رنجور یا به هر نحوی بد به نظر بیاییم، لذا در اغلب موارد هنگامی که مجبور باشیم بین شجاعت و صادق بودن از یک طرف و تظاهر کردن به اینکه هیچ مشکلی در زندگی نداریم یکی را انتخاب کنیم، بیشتر به انتخاب دوم علاقه نشان می دهیم.

نویسنده و محققBrene Brown  در بسیاری از کتابها، سخنرانیها و مصاحبه های خود سکوت، پنهانکاری و ترس از قضاوت شدن را به عنوان نیروهای محرکه شرمساری معرفی کرده است. به عبارت دیگر او معتقد است که هرجا پنهانکاری و انکار حضور دارد قطعا می توان ردپای شرمساری را در آنجا پیدا کرد.

شرمساری باعث لطمه خوردن روح انسان می شود و یکی از ناخوشایندترین احساساتی است که هر فردی می تواند تجربه کند. قسمت سخت ماجرا این جاست که ما اغلب نمی دانیم که دچار حس شرمساری هستیم.

برای مثال این پرسشها را با خود مطرح کنید. “اگر آنها بدانند که من…………………، در مورد من چه فکری خواهند کرد؟” یا “چیزی که من نمی خواهم در مورد من بداند این است که……………… .”

اگر شما به هر نحوی می توانید این جاهای خالی را پر کنید، خواه با یک موقعیت یا تجربه یا هر چیز دیگری احتمال بسیار بالایی وجود دارد که آن مساله به نحوی با شرمساری در ارتباط باشد.

 

  • احساسات سرکوب شده

مطالعات بسیاری نشان می دهند که پنهان کردن یا انکار کردن احساسات به افزایش استرس یا بیشتر شدن افکار یا احساسات آزار دهنده در انسان منجر می شود.

برای مثال، در یک مطالعه، شرکت کنندگان به دو گروه تقسیم شدند و به آنها تصاویر ناخوشایندی مانند فرایندهای درمانی که با درد همراه هستند نشان داده شد و عکس العملهای ناشی از استرس آنها مانند ضربان قلب، باز شدن مردمک و عرق کردن اندازه گیری شد.

در این مطالعه از یکی از گروهها خواسته شد که حین دیدن تصاویر هیچ احساسی از خود بروز ندهند گویی که هیچ چیز آنها را اذیت نمی کند در حالی که گروه دوم اجازه داشتند کاملا احساست خود ناشی از دیدن تصاویر را آشکار سازند. نتیجه مطالعه به وضوح نشان می داد که گروهی که احساسات خود را آشکار نمی کردند اکنشهای فیزیکی شدیدتری نسبت به دیدن صحنه های دلخراش نشان می دادند. پس با سرکوب احساسات ممکن است بتوان برای خود ظاهری موجه ساخت و خود را آرام نشان داد ولی در این حالت استرس در داخل طغیان بیشتر و اثرات به مراتب مخربتری به جا خواهد گذاشت.

این قبیل تحقیقات نشان می دهند که بروز دادن طیف وسیعتری از احساسات حتی اگر این احساسات جنبه مثبت نداشته باشند، صحبت کردن درباره اینکه فرد در هر مورد چه حسی دارد یا حتی نشان دادن احساسات در صورت که می تواند به معنای گریستن باشد، کمک شایانی به تنظیم کردن عکس الملهای درونی انسان نسبت به استرس خواهد کرد.

وقتی که نمی خواهیم تمام وجود خود را برای دیگران به نمایش بگذاریم، چهره ای غیر واقعی از خود برای دنیا می سازیم. گاهی اوقات این چهره، چهره ای شاد به همراه یک لبخند است که می گوید” هر اتفاقی به دلیلی رخ مدهد و نمی توان جلوی آن را گرفت.” وقتی که اینگونه به پنهان کاری پناه می بریم، حقیقت خود را کتمان می کنیم. در صورتی که واقعیت این است که، زندگی گاهی چهره چندان خوشایندی ندارد. اگر شما خشمگین باشید و سعی کنید که این خشم خود را پنهان کنید، این خشم در اعماق وجود شما دفن خواهد شد. همان طور که قبلا اشاره شد احساسات سرکوب شده می توانند در آینده به شکل اضظراب، افسردگی یا حتی بیماریهای جسمی بروز پیدا کنند.

لذا، بسیار مهم است که احساسات خود را بشناسیم و آنها را با کلام یا هر طریق دیگری بروز دهیم. این کار می تواند باعث سلامت روح و جسم ما شود و ما را از استرسهای ناشی از احساسات سرکوب شده دور نگه دارد. ما تنها هنگامی می توانیم خود را به طور کامل بشناسیم که به تمام احساسات خود احترام بگذاریم. چه خوب، چه بد و چه زشت. و تنها پذیرفتن و شناختن خود، همانگونه که هستیم، نه آنگونه که می خواهیم باشیم به سلامت روان ما منتهی می شود.

 

  • تنهایی و سایر مشکلات ارتباطی

با انکار حقیقت خود، ما یک زندگی غیر واقعی با خود و جهان پیرامونمان را آغاز می کنیم. ارتباطمان با خودمان را از دست می دهیم و ازتباط برقرار کردن دیگران با ما را دشوار می سازیم. ممکن است از بیرون شکست ناپذیر به نظر برسیم در حالیکه از داخل مانند خرس عروسکی ترسانی هستیم به دنبال یک آغوش گرم.

آیا تاکنون با کسانی که همیشه سرخوش و شاد هستند و مدام تکرار می کنند که تنها به چیزهای خوب فکر کن بوده اید؟ آیا به راحتی می توانید احساسات واقعی خود را با این قبیل افراد مطرح کنید؟

حتی اگر نیت و قصد این افراد خیر باشد هم مدام این پیغام را برای دیگران مخابره می کنند که در حضور من شما تنها مجاز هستید که در مورد احساسات مثبت خود صحبت کنید. به این ترتیب، بیان هر احساسی به جز احساسات مثبت در حضور این افراد کار مشکلی خواهد بود. به این ترتیب شما در حضور این افراد با یک قانون نانوشته مواجه هستید.” من در حضور تو فقط می توانم بخشی از وجود خودم باشم، نه تمام خودم”

به طور طبیعی ارتباطی که شما با دیگران دارید ریشه در ارتباطی دارد که شما با خودتان برقرار می کنید. اگر شما با خودتان صادق نباشید چگونه می توانید فضا را برای دیگران به گونه ای مهیا کنید که در حضور شما احساسات حقیقی خود را بروز دهند؟ تنها نتیجه ساختن یک دنیای احساساتی غیر واقعی، رابطه های دروغین و دوستیهای سطحی است، پس از آن اجتناب کنید.

 

 

مثالهایی از پذیرشهای غیر سمی

مثبت گرایی سمی پذیرش غیر سمی و احترام گذاشتن به احساسات
بهش فکر نکن، مثبت باش احساساتت رو بیان کن، من گوش می دم
نگران نباش، شاد باش مثل اینکه خیلی مضطربی، می تونم کمکی بکنم؟
شکست هرگز گزینه نیست شکست جزئی از رشد و موفقیت هستش
اخرش همه چیز درست می شه این واقعا سخته، مدام به فکرتم
فقط افکار مثبت من با توام، چه خوب، چه بد
اگه من می تونم، پس تو هم می تونی قصه، تواناییها و محدودیتهای هر فردی با دیگران متفاوت هستش و این اشکال نیست
منفی نباش سختی جزئی از زندگی هستش، تو تنها نیستی
خوشبین باش من هواتو دارم
هر اتفاقی دلیلی داره بعضی وقتها ادم می تونه بد شانس باشه، تو این شرایط چطوری کمکت کنم؟
می تونست بدتر باشه می دونم سخته، منم باهات ناراحتم

نتیجه گیری

یک انسان کامل بودن یعنی اینکه نسبت به خود و چهره ای که از خود به جهان نشان می دهیم آگاه باشیم. پس از خواندن این مطلب اگر دریافتید که انسانی هستید که مثبت اندیشی سمی را ترویج می دهید، وقت آن است که تغییر رویه بدهید. شما با پافشاری بر این طرز فکر تک بعدی خود، به خودتان و کسانی که دوستشان دارید آسیب می رسانید. تصمیم بگیرید که مثبت اندیشی سمی را با تعادل و پذیرفتن احساسات چه مثبت و چه منفی جایگزین کنید و دنیا را سیاه و سفید نبیند، سایر رنگها هم در این جهان برای خود نقشی دارند.

اگر کسانی اطراف شما هستند که به مشکل مثبت اندیشی سمی دچار هستند، توصیه ما به شما این است که فاصله خود را با آنها حفظ کنید و اجازه ندهید کسی تجربه اصیل صحبت کردن از واقعیت را از شما بگیرد. ما تنها یک فرصت برای حضور در این دنیای زیبای، دردناک، ناکامل داریم، آن را با تمام کم و کاستی ها بپذیرید تا یک زندگی پرسخاوت و بخشنده را تجربه کنید.

 

References
Gross, J.J., & Levenson, R.W. (1997) Hiding feelings: The acute effects of inhibiting negative and positive emotion. Journal of Abnormal Psychology, ۱۰۷(۱), ۹۵-۱۰۳٫

برای مشاهده منبع این ترجمه کلیک کنید

 

*توجه: این متن ترجمه اختصاصی بانوانه است و در تاریخ ۱۴۰۰/۴/۹ منتشر شده است. هر گونه بهره برداری و نقل از آن بدون ذکر منبع مجاز نیست.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *